به گزارش خبرنگار بینالملل تازههای اقتصاد، صدای سوت موشکهای کروز فراتر از خلیج فارس و دریای عمان، اکنون در تالارهای بورس نیویورک و راهروهای کمیته تخصیص بودجه کنگره آمریکا به عنوان یک زنگ خطر اقتصادی طنینانداز شده است. جنگ کنونی میان ایالات متحده و ایران دیگر یک سناریوی فرضی یا شبیهسازی روی کاغذ نیست؛ این نبردی زنده، پویا و فرساینده است که تأثیرات مخرب آن به طور مستقیم در تاروپود اقتصاد داخلی آمریکا رخنه کرده است.
در حالی که رسانهها و افکار عمومی تمرکز خود را بر پیروزیهای تاکتیکی یا تبادل آتش موشکی معطوف کردهاند، اقتصاددانان نظامی به ارقام نجومی مینگرند که ساختار بودجهای سال مالی ۲۰۲۶ پنتاگون را تحت فشار قرار داده است. بررسی اسناد رسمی وزارت دفاع آمریکا و تحلیلهای نهادهای معتبر بینالمللی، ابعاد مالی گسترده این درگیری فرساینده و پیامدهای مستقیم اقتصادی آن بر ایالات متحده را بهتر نشان میدهد.
کالبدشکافی ساختار هزینههای افزایشی جنگ
تحلیل جامع مؤسسه مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) در گزارش خود اعلام کردهاند که هزینه کل این درگیری در بازه زمانی تقریبی ۱۲۰ روزه، بین ۳۴ تا ۴۲ میلیارد دلار نوسان دارد و نقطه میانگین آن بر روی رقم ۴۰ میلیارد دلار تثبیت شده است.
نکته اساسی که اقتصاددانان بر آن پای میفشارند این است که این رقم منحصرا شامل «هزینههای افزایشی» است؛ یعنی مخارجی که اگر جنگ رخ نمیداد، هرگز به وزارت دفاع آمریکا تحمیل نمیشد. این برآورد، هزینههای پرسنلی عادی و حقوق پایهای را که در بودجه سالانه مصوب شدهاند کنار میگذارد و متمرکز بر مخارج عملیاتی مستقیم نبرد است. بر این اساس، میانگین هزینه روزانه جنگ به رقم سرسامآور ۳۷۳ میلیون دلار میرسد.

مصرف بیامان مهمات و بحران جایگزینی ذخایر استراتژیک
در این میان بزرگترین و نگرانکنندهترین بخش از صورتحساب مالی این درگیری، هزینه مهمات مصرفی است که سهمی معادل ۲۶.۱ میلیارد دلار از کل برآورد را به خود اختصاص داده است. جنگ با ایران، ماهیتی به شدت موشکی، پدافندی و پهپادی دارد که در آن ثانیهها سرنوشتساز هستند.
موشک تاماهاوک: بر اساس سند رسمی پنتاگون هزینه خرید و جایگزینی هر فروند موشک کروز تاماهاوک بسته به بلاک و مشخصات تولیدی، در بازهای بین ۳.۵ تا ۴.۸ میلیون دلار قرار دارد. شلیک همزمان دهها فروند از این موشکها برای عبور از سد پدافند موشکی ایران، در هر عملیات صدها میلیون دلار هزینه مستقیم روی دست نیروی دریایی آمریکا میگذارد.
دفاع موشکی و ضدپهپاد: برای مقابله با باران موشکهای بالستیک و پهپادهای انتحاری ایران، ناوهای آمریکایی مجبور به شلیک موشکهای پدافندی گرانقیمت نظیر استاندارد ۳ (SM-3) و استاندارد ۶ (SM-6) هستند که قیمت هر فروند از آنها بیش از ۴ میلیون دلار است. این مسئله به این معناست که آمریکا برای سرنگون کردن یک پهپاد چند هزار دلاری، گاهی ناچار به استفاده از موشکهای چند میلیون دلاری میشود؛ پارادوکسی مالی که ذخایر استراتژیک ایالات متحده را به سرعت تخلیه میکند.
آسمان سوزان و پروازهای تجاری با نرخهای فدرال
طی حملات تجاوزکارانه آمریکا، نیروی هوایی و هوانوردی نیروی دریایی این کشور ماموریتهای شبانهروزی گشتزنی، بمباران و پشتیبانی نزدیک هوایی را هدایت میکنند. نرخ عملیاتی این هواگردها بر اساس سند رسمی پنتاگون محاسبه میشود که ارقام سرسامآوری را نشان میدهد:
- بمبافکنهای استراتژیک B-2A: هزینه هر ساعت پرواز عملیاتی این بمبافکن پنهانکار نزدیک به ۸۷،۷۷۴ دلار (برای کاربران درونسازمانی فدرال) و بیش از ۹۱،۵۲۳ دلار (برای سایر کاربران) برآورد شده است.
- جنگندههای F-22A: هزینه عملیاتی هر ساعت پرواز این جنگنده برتری هوایی بالغ بر ۵۶،۳۹۷ دلار است.
- جنگندههای F-35A و F-35C: به ترتیب هزینهای معادل ۱۷،۰۳۵ دلار و ۱۷،۷۵۵ دلار به ازای هر ساعت پرواز ثبت کردهاند.
- پروازهای شناسایی و سوخترسانی: هواپیماهای سوخترسان و پشتیبانی الکترونیکی مانند E-3G با هزینه ساعتی حدود ۳۳،۹۵۰ دلار، به طور مداوم در حال گشتزنی هستند تا سوخت و اطلاعات لازم برای ناوگان جنگندهها را تأمین کنند.
همچنین با شدت گرفتن درگیریها، حجم عظیم سورتیهای پروازی روزانه در منطقه خلیج فارس، هزینههای استهلاک و سوخت پروازها را به شکل تصاعدی بالا برده و فشار سنگینی به زنجیره تعمیر و نگهداری ناوگان هوایی وارد کرده است.

ضربه به زیرساختها و خسارت سنگین پایگاههای منطقهای
یکی از دلایلی که ارقام اولیه وزارت دفاع آمریکا (که حدود ۲۵ تا ۲۹ میلیارد دلار تخمین زده میشد) با برآورد واقعی تفاوت دارد، نادیده گرفتن میزان آسیب به پایگاهها بودهاست. باوجود تلاش رسانههای آمریکایی برای مخفی نگاه داشتن میزان خسارات، حملات موشکی و پهپادی ایران به آشیانهها، انبارهای سوخت و زیرساختهای پدافندی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس، خسارات سنگینی به بار آورده است.
در کنار این، بازسازی باندهای پروازی آسیبدیده، جایگزینی رادارهای منهدمشده پدافند پاتریوت و سیستمهای ضدموشکی، و ایمنسازی مجدد مواضع لجستیکی، میلیاردها دلار هزینه فوری را به سیستم مالی پنتاگون تحمیل کرده است که باید خارج از برنامه مصوب عادی پرداخت شود.
سرریز بحران به اقتصاد داخلی آمریکا
این جنگ فرساینده مرزهای جغرافیایی خاورمیانه را درنوردیده و آثار آن مستقیماً در شاخصهای کلان اقتصاد آمریکا نمایان شده است:
- شوک بازار انرژی: تهدیدات مستمر در تنگه هرمز و حملات به تأسیسات نفتی، قیمت نفت خام جهانی را به شدت افزایش داده است. این امر به افزایش قیمت بنزین در جایگاههای سوخت سراسر ایالات متحده انجامیده که خود موتور محرک تورم در سایر بخشهای مصرفی است.
- کسری بودجه فدرال: از آنجا که مخارج این جنگ در بودجه سال مالی ۲۰۲۶ پیشبینی نشده بود، دولت فدرال ناچار است از طریق افزایش بدهی ملی یا درخواست متممهای بودجه اضطراری از کنگره، این هزینهها را تأمین کند. این اقدام فشار مضاعفی بر نرخ بهره و ارزش دلار وارد میسازد.
- سرریز هزینهها به سایر نهادها: علاوه بر بودجه نظامی، وزارتخانههای دیگر آمریکا مانند وزارت انرژی و وزارت امنیت میهن نیز برای تقویت امنیت زیرساختهای داخلی در برابر حملات احتمالی سایبری یا فیزیکی، با افزایش هزینهای بالغ بر یک میلیارد دلار مواجه شدهاند.
ترازوی ناپایدار جنگ و اقتصاد فدرال
عبور هزینه جنگ فعال با ایران از مرز ۴۰ میلیارد دلار، هشداری جدی برای سیاستگذاران واشنگتن است. این رقم نجومی که روزانه ۳۷۳ میلیون دلار از منابع مالی ایالات متحده را میبلعد، نشان میدهد که در نبردهای قرن بیستویک، پیروزی یا شکست تنها در میدانهای عملیاتی رقم نمیخورد، بلکه در ترازنامههای مالی و زنجیرههای تأمین تعیین میشود.
در همین حال استفاده از تسلیحات گرانقیمت چند میلیون دلاری برای مقابله با تهدیدهای نامتقارن و ارزانقیمت، ساختار سنتی بودجه نظامی آمریکا را با چالش جدی روبهرو کرده است. در نهایت، ادامه این مسیر نه تنها ظرفیتهای دفاعی پنتاگون را فرسوده میسازد، بلکه با تحمیل بار مالی سنگین بر دوش شهروندان آمریکایی و دامن زدن به تورم ناشی از شوکهای انرژی، پایداری اقتصادی داخلی ایالات متحده را نیز با تهدیدی بیسابقه مواجه خواهد کرد.
نظر شما